سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

برای سرنگونی ج.ا. چه باید بشود ؟ چه باید کرد ؟ چرا سرنگونی و نه انقلاب مخملی ، میدان میلیونی و …..

بخش سوم 

خواسته های “طرفداران انقلاب مخملی و غیرخشونت آمیز “که عموما  طرفداران نظام سابق هستند و به دور ” رضا پهلوی ” گرد آمده اند  و تغییراتی که آنان طلب می کنند ، فقط با یک انقلاب سیاسی بدست می آید ، برقراری نظام سیاسی سکولار ،عدم دخالت دین در حکومت ، قدرت پارلمان و پادشاهی مشروطه ، فقط با امحای ج.ا. بدست می آیند ، اما این دسته از ایرانیان به دودلیل از پذیرش عنوان انقلابی برای خود سرباز میزنند و عملا به تناقض می افتند  یکم آنکه اینان اگر بپذیرند که انقلابی هستند ، باید تصمیم ایرانیان در سال 1357 را نیز بپذیرند چه اینکه نمیتوانند بگویند انقلاب بر علیه ج.ا. درست است اما  انقلاب در سال 57 روشی غیر مدنی و و حشیانه بوده است ،دوم اینکه در پذیرش انقلابی بودن ، بسیاری از هم پیمانان بین المللی خود مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس و آمریکا را ازدست می دهند ، سوم آنکه اینان اگر شعارهای انقلابی بدهند باید در راه دادن انگیزه به فقرا، کارگران وکشاورزان خانه خراب شده ، شعارهای دخالت دولت آینده اشان در اقتصاد را بدهند در حالیکه تئوریسین های این گرایش سیاسی از هم اکنون شعار “دولت کوچک ” و ” لزوم خصوصی سازی ” داده و هیچ شعاری مبنی بر اعتقاد به دخالت دولت بنفع محرومان و حاشیه نسینان حتی درحد دولتهای رفاه در اروپارا هم نمی دهند و درست به همین دلیل بسوی روشهای مبارزاتی مبنی بر، برانگیختن اقشار مرفه ومتوسط جامعه بر علیه ج.ا. گام بر می دارند وروشهای مبارزاتی پیشنهادی اشان نیز روشن کردن چراغهای ماشین از سوی شهروندان ، بصدا در آوردن بوق همراه با هم ، آب پاشی در پارکها و در پرخطرترین فعالیتها شعار نویسی بردر ودیوار می باشد .

در جستجوی منابع تئوریک وارائه نمونه های  موفق شبیه به این چنین اقداماتی است که طرفداران رضا پهلوی بسوی تایید مبارزات منتج به انقلاب مخملی در بعضی کشورهای سابق اتحاد شوروی میروند .

چرا انقلاب مخملی در ایران ممکن نیست ؟

منظور از انقلاب مخملی زدودن حاکمیت مستبد از قدرت بدون نیاز به اقدامات خشونت آمیزنظامی ، تصرف پادگانها ، درگیری خشونت آمیز با نیروهای شبه نظامی و انتظامی حاکمیت کشور و با اتکا به میدان میلیونی ، تظاهرات گسترده و در مواردی اعتصابات گسترده است .

شرایط کشورهایی مانند گرجستان ، ارمنستان ، قرقیزستان ، اکراین و یا حتی کشورهای اروپای شرقی که مردم توانستند با اتکا به “انقلاب مخملی ” حاکمیت های سیاسی مستبد را وادار به سپردن قدرت به نمایندگان مردم معترض کنند این فرق های اساسی را با شرایط ایران دارد یکم اینکه در آن کشورها که هنوز تحت تاثیر اقتصادهای سوسیالیستی بودند اختلاف طبقاتی شدید نبود و وکارگر و کشاورز و اقشارمتوسط در حالتی توده وار ودر کنار یکدیگر میتوانستند در میدان میلیونی گرد بیایند ، در ایران فاصله در آمدی میان پائینترین و بالاترین دهکهای در آمدی حدود 17 برابر است و این طیف بسیار وسیع با گرایشهای سیاسی بسیار متفاوت نمی توانند در حرکتی توده وار میدان میلیونی تشکیل داده و یا همه باهم اعتصاب وتظاهرات کنند ودرست بدلیل شدید نیودن اختلاف طبقاتی ، نیروهای انتطامی و پلیس و ارتش ( نه نیروهای امنیتی ) از انگیزه کافی برای سرکوب معترضین برخوردار نبودند و این خود هزینه فعالیتهای مبارزاتی را برای اقشاری که توان دادن هزینه هایی مانند زندان و سرکوب را نداشتند پایین می آورد و زمینه شرکت میلونی مردم در اعتراضات فراهم میشد ، تفاوت دگر اینکه در آن کشورها  اقتصاد ها کوچک و ثروتهای زیرزمینی مانند نفت که زمینه برخورداری از رانتهای کلان که در ایران  سالیانه سربه حدود صد میلیارد دار میزند فراهم نبود و حاکمیت سیاسی در آن کشورها صاحب اقتصادهایی فقیربودند و با از دست دادن حاکمیت امکانات فراوانی را از دست نمیدادند . در کشورهایی که با انقلاب مخملی و مبارزات بدون خشونت به تغییرحکومت دست یافتند ، نظام سیاسی حاکم از پشتیبانی اقشار سنتی و پاسداران خرافات برخوردار نبود ، رهبران سیاسی و دولتمردان در ایران میدانند از دست دادن قدرت ،زمینه حذف آنان از گردونه سیاسی وحتی اجتماعی کشور است ، روحانیت حاکم در ایران میداند اگرقدرت را از دست بدهد برای همیشه قدرت تاثیر گذاری در سیاست و امور اجتماعی را از دست میدهد در صورتیکه دولتمردان درآن کشورها میدانستند در رژیم سیاسی بعد ازوقوع انقلاب مخملی ،بازهم زمینه جذب آنان در نهادهای سیاسی کشور فراهم است و بسیاری از رهبران و مقامات دستگاههای امنیتی بازهم در دولت جذب شده و به حیات سیاسی خود ادامه دادند ، آیا در ایران امکان حیات سیاسی و دخالت در امور و غارت اموال  برای روحانیت و بیت خامنه ای و خمینی ، فرزندان انگل و رانتخوار ” رفسنجانی “، “لاریجانی ” و “صفدر حسینی ها ” ، ” محصولی ونعمت زاده ها ، مداحان خرافی وانگل وآخوندهای جمع آمده در حوزه های دینی  و سرداران نیروی انتظامی و سپاه فراهم است ؟البته که نه و اینها خود این حقیقت را دانسته و تا به آخر از بقای ج.ا.دفاع خواهند کرد . آیا در هر حکومت بر آمده از تغییر بنیادی در ایران امکان هزینه های میلیاردی و معاف بودن از مالیات  برای امام زاده ها و تولیتها فراهم است ؟ البته که نه و معتقدان به خرافی ترین عقاید شیعی از اصلاح طلب و اصولگرا و روستایی و سپاهی و بسیجی تا به آخر از بقای این حکومت دفاع خواهند کرد ، درکشورهایی که با روش مبارزات مدنی بدون خشونت به نتیجه رسیدند ، نظام سیاسی حاکم بر آن کشورها چنین مدافعین پروار و جان برکفی در مقیاس”توده ای ”  نداشت .

از یاد نبریم که اقشار متوسط و مرفه در ایران وبخصوص بعداز تحریمها ، چنان در گیر حفاظت ازپس اندازهای چند صد میلیونی خود شده اند که به این سادگیها تن به مبارزاتی که ممکنست بر اثر آن به سالها زندان و از دست دادن فرصتهای اقتصادی و اجتماعی شوند ، نخواهند داد. نمونه معذرت خواهی ” پویه نوریان ” از راننده ” اسنپ “بخوبی نشان داد که این دسته از هموطنان و بخصوص در سطح وسیع و عمیق سرکوب ، حاضر نیستند که خود را با ” شاخ گاو ” در اندازند .

بی عملی و اخته بودن “سید محمد خاتمی ” ، ” حسن روحانی ” ، “عارف ” و اصلاح طلبان حکومتی ترجمان سیاسی  ترس و بی عملی  اقشار متوسط و نیمه مرفه از حکومت در ایران امروز است و این دسته از ایرانیان با اینکه در حوزه فرهنگی بیشترین تضاد را با اسلام سیاسی و حکومت دینی دارند ، اما مرد میدان مبارزه ای جانانه با ج.ا. نبوده ، سهل است که به بخشی از بدنه بوروکراتیک حاکمیت در اداره ایران اسلامی شده اند . 

ترجمان فرهنگی همکاری و منفعت طلبی اقشار متوسط و مرفه را در همکاری هنرپیشه ها ،سلبریتی ها و گردانند گان تلویزیونی نه تنها با حکومت که با دستگاههای امنیتی ج.ا. هم  می بینیم . از روی یقین می توان گفت هنرپیشگان و دست اندرکاران سریال آبگوشتی ” پایتخت ” که به ترویج شعارهای قومگرایانه و خرافات و تبلیغ شعارهای سیاسی حکومت پرداخت خود هیچکدام بخصوص در امورفرهنگی وسیاسی موافقتی با ج.ا. ندارند ، بجرات می توان ادعا کرد که دست اندرکاران  و هنرپیشه های سریال ” گاندو ” از نظر فرهنگی طرفدارج.ا.نیستند ولی درنبود یک جریان مبارزاتی قوی مردمی چنین عناصری برای برخورداری از امکانات مالی و مادی ، تن به بازی کردن و تولید چنین آثاری که تبلیغ یکطرفه مواضع دستگاههای امنیتی رژیم است  زده وهمه میدانیم که در برابروجدان خود هم از اینکه باید این همه دروغ را بازسازی کنند شرمنده هستند!

نتیجه اینکه اقشار و طبقه متوسط و مرفه فقط در حالت رفاه مادی و نبود سرکوب وحشیانه و مورد حمایت قرار گرفتن از سوی اعتصابات کارگری  تن به مبارزات مدنی غیر خشونت خواهد داد و در ایران این اقشار ومبارزات آنها به چالش بینان کن برای رژیم تبدیل نخواهد شد .

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: