سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

مردم را به اعتراضات “مسالمت جویانه ” دعوت نکنید ،مردم رابه قتلگاه نخوانید! نظری به اعتراضات “آبان خونین 1398”.

color

چه بخواهیم ، چه نخواهیم ، چه موافق باشیم و یا مخالف ، فضای غالب برمشی مبارزاتی اپوزیسیون متاثر ازتوهمات اصلاح طلبانه اقشار متوسط و نیمه مرفه و مرفه ناراضی ، فضای مبارزات مدنی و مسالمت جویانه است .

از یکسو اصلاح طلبان و در راس آن ” محمد خاتمی ” هر گونه امید به تغییر را که می دانیم او سایر اصلاح طلبان خواهان آن و البته در محدوده باز تعریف تقسیم قدرت و ثروت هستند از دریچه شرکت در انتخابات ، صندوق رای تعریف شده با قرائت ” ج.ا.” و محدود شده توسط ” شورای نگهبان ” منتخب ” خامنه ای ” می بینند ، اما همان ” سید محمد خاتمی ” هیچ تضمینی نمی دهد که در صورت اعتراض به دزدیده شدن رای شرکت کنند گان در انتخابات و اعتراض مردم فریب خورده ، با چماق حکومت و ضرب و جهر و احتمالا قتل  روبرو نشوند ! سید محمد خاتمی و اصلاح طلبان  که مردم را به شرکت در انتخابات بعنوان یگانه وسیله ایجاد تغییردعوت میکنند ، چه جوابی برای خانواده دهها کشته حوادث سال 1388 ، که کاملا مسالمت آمیز شروع  به اعتراض و بوسیله نیروهای اطلاعاتی و امنیتی نظام ، خونین پایان یافت دارند ؟ آقایان اصلاح طلب ! مردم در سال 1388 بدعوت شما در انتخابات شرکت کردند و بعد که فقط برای گفتن اینکه ” رای من کو ” بخیابان آمدند  دهها کشته ، صدها زخمی و هزاران نفر دستگیر شدند و شما سران اصلاح طلب به خونخواهی هواداران خود بر نخواستیدو از حرکات اعتراضی آنان حمایت نکردید و حداکثر با خفت تمام به حصر رفتید ، زندانی شده ودر دادگاه به محکوم کردن خود پرداختید ! اگر توان صیانت از رای مردم را ندارید چرا تا امروز هم آنان را به شرکت در رای دادن ، دعوت می کنید ؟

 پس چرا مردم را به عملی دعوت می کنید که به کشته و مجروح و دستگیری هزاران نفر منجر و هیچ نتیجه عملی هم در وادار کردن ” خامنه ای ” به عقب نشینی از مواضع سرکوبگرانه اقتصادی و سیاسی و مداخله جویانه منطقه ای خود ندارد و یا شاید شما مردم را به اسم انتخابات به خیا بانها می کشید تا کشته شوند و با رژیم برای گرفتن امتیاز های اقتصادی و سیاسی و گرفتن مناصب دست دوم و سوم معامله کنید !  آقای خاتمی ، نام شما و چند اصلاح طلب دیگر  در کنار نام ” حداد عادل ” بعنوان صاحب امتیاز مدارس با شهریه های میلیونی بچشم می خورد ، نام فرزندان اصلاح طلبان بعنوان اختلاس گران و سوء استفاده چیان از اموال مردم بخاطر امکاناتی که در ارتباط با اصلاح طلب بودنشان بدست آورده اند بر سر زبانهاست ، شک در آنست که اصلاح طلبان اس و اساس شیوه های مبارزاتی خود را برای حفظ جایگاه اقتصادی و سیاسی خود و نه دفاع از حقوق مردم معین میکنند . اگر نمی توانید از حقوق طرفداران خود دفاع کنید ، انان را نه به خیابان بخوانید ونه به شرکت در انتخابات فرمایشی ” خامنه ای ” و “مهندسان انتخاباتی سپاه پاسداران ” ، بازی و معامله با حکومت به قیمت خون جوانان هوادارانتان بس است .

البته مواضع اصلاح طلبانه ” خاتمی ” و اصلاح طلبان ” تحت تاثیر شدید هواداران خود است که عموما از میان اقشار مرفه و نیمه مرفه و متوسط بوده و خود این بخش از مردم  نیز هنوز به امید بستن بار خود در همین “ج.ا. ” بوده و با نیم نگاهی به مسائل منطقه از ترس وقوع جنگ داخلی وتبدیل شدن ” ایران ” به زمین سوخته که نیروهای خود سر خامنه ای ، گاها هشدار آنرا میدهند ، خواهان وادار کردن “رژیم ” به عقب نشینی بوده و می دانیم که آب درهاون می کوبند و” روحانیت ” حاکم بر ایران در هر گونه عقب نشینی سقوط خود را می بیند و در سقوط محتمل نظام ، محو شدن روحانیت از عرصه سیاسی و حتی اجتماعی را دیده وتن به عقب نشینی نخواهد داد.

آنسوتر اپوزیسیون موسوم به براندازکه در حقیقت هم خواهان سرنگونی ” ج.ا.” هستند و در این مورد نمی توان شک داشت ، نیز ، جرات و شهامت سر دادن شعار ” انقلاب ” بعنوان یگانه راه عبور از ” ج.ا.” را ندارند ! ممکنست بگویید که “اپوزیسیون برانداز ” برای همراه کردن تعداد بیشتری از مردم واقشار متوسط ، فعلا شعار براندازی نداده و مردم را به حرکات مسالمت آمیز می خواند ، اما تمام ماجرا این نیست ، اولا مردم با خاموش کردن ماشین ها در خیابان و یا در ساعت معینی در خیابانها به حرکت در آمدن و یا پرداخت نکردن قبض اب و برق که از سوی اپوزیسیون بر انداز وطرفداران عبور مسالمت آمیز مطرح می شودبا  برخورد خشن نیروهای امنیتی روبرو نبوده اند  ؟ در همین اعتراضات گرانی بنزین ، مردم ابتدا ماشین های خود را در خیابانها خاموش کردند و بعد که با برخورد خشونت آمیز ماموران روبرو شدند، جنگ مغلوبه شد ، خشونت از سوی حکومت به مردم معترض تحمیل و دو طرف شروع به اعمال خشونت بر علیه یکدیگر کردند ، به ویدیویی که از جریان کشته شدن  زنده یاد قهرمان ” پویا بختیاری ” به جای مانده است نگاه کنید ، وی اساسا نه قصد خشونت داشته و نه با یک سازماندهی ویژه ای وارد اعتراضات شده است ، اما نتیجه همین اعتراض ساده ، قتل وی بوده وماموران خون وی را ریخته و مغزش را متلاشی کرده اند ، شما چرا مردم را به حرکات مسالمت آمیز خوانده و دائما کشورهای سابق شوروی را که با انقلاب مخملی ، تغییرات را به حکومت تحمیل کرده اند مثل میزنید ؟ وضعیت اقتصادی و اجتماعی و روانشناسی تاریخی وساختارهای حکومتی در آن کشورها با ایران تحت حاکمت ” روحانیت ” که خود را درلبه پرتگاهی میبیند که سقوط از آن به منزله سقوط به جهنم ابدی است از زمین تا آسمان فرق دارد ! اما چرا رهبران اپوزیسیون که نام ” برانداز ” بر خود می نهند ، اتفاقا برعکس از ” گذار مسالمت آمیز ” حرف میزنند ؟

 این موضوع دلایل بسیار دارد  اما یکی از دلایل مهم آن اینستکه عموم فعالان اپوزیسیون برانداز، شاغلان و فعالان اتاق های فکری دانشگاها و مراکز تحقیقاتی و استراتژیک آمریکایی هستند که آنها خود بنا به منافع درازمدت کشورهای متبوع خود ، نه خواهان انقلاب در ایران ، که خواهان حفظ ساختار و تغییراتی سطحی همانند آنچه که در کشورهایی مانند ” اکراین ” ، ” گرجستان ” ، ” قرقیزستان ” گذشت هستند و ایرانیان شا غل در این مراکز نیز باید برای حفظ موقعیتهای شغلی و امتیارات اجتماعی  و دریافت بودجه های کلان برای فعالیت سیاسی وامورشخصی خود ، باید در چهارچوب سیاست های همان موسسات و مراکز استراتژیک و اتاقهای فکر بنویسند و معمولا هم فدا شدن جان و نابودی هزاران خانواده ، بر اثر کاربرد سیاستهای اشتباه ، برایشان به پشیزی نمی ارزد ، تبلیغ عبور مسالمت آمیز از سوی اپوزیسیون معروف به براندازاساسابا هدف  انداختن “ج.ا.” به مخمصه  و نه ” سرنگونی ” رژیم ، منجر و زمینه امتیاز دهی ملایان را به طرفین اروپایی و آمریکایی فراهم می آورد و سیاستی شکست خورده است و علت آنهم اینستکه ” انقلاب در ایران نه مخملی که انقلابی به رنگ سرخ است و هر تغییر بنیادی با عبور از جمهوری اسلامی و خشونت آمیز بوده وسرخ بودن آنهم بهمعنای خونین بودن آنست و شروع کننده این خشونت نه مردم ، بلکه چنان که تا کنون شاهد آن بوده نیروهای امنیتی ” ج.ا.” خواهند بود .

این سخن بدان معنی است که هیئت حاکمه در ایران امکان اصلاحات اقتصادی و بالطبع سیاسی را نخواهد داشت ودر برخورد با هر اعتراضی حتی مسالمت جویانه ، خشونت را به مردم ، تحمیل خواهد کرد ، فراخواندن مردم به تظاهرات مسالمت جویانه و بر اساس سیاستهای ” عبور مسالمت آمیز از نظام و دعوت به بر گزاری رفراندوم و … ، دعوت آنان به ” قتلگاه ” است  و زمینه ناامیدی مردم از شرکت در هر حرکت اعتراضی و گسترش فضای یاس و کمک به رژیم در سرکوب هر چه بیشتر اعتراضات مسالمت جویانه است

چه باید کرد ؟

آیا سخنان بالا به معنای دفاع از بر خورد مسلحانه و خشن مردم با کارگزاران حکومت است ، البته که نه ، هر نوع برخورد مسلحانه ، باعث بالا رفتن هزینه سرانه اعتراضات شده و تعدادمردم شرکت کننده در حرکات اعتراضی را بشدت کاهش میدهد ، امری که رژیم خود به آن دست میزند ، آنچه که مهم است اینستکه مردم و فعالان اپوزیسیون ، افسانه عبور مسالمت آمیزاز “ج.آ” را بوسیله حرکات مسالمت آمیز خیابانی ، فراموش کرده و سیاست خود را بر ترغیب شروع حرکات از کار خانه ها و ادارات بوسیله شروع اعتصابات گسترده کارگران نفت ، حمل و نقل ، خودرو سازی ، وزارت خانه ها و مراکز درمانی  قرار دهند . در چنان حالتی امکان بر خورد مسلحانه حکومت با معترضین و آشوبهای خیابانی که رژیم در همین آبان 98 خود بشدت به آن دامن زد کمتر می شود . در چنان حالتی کمر رژیم ، بسیار سریعتر شکسته می شود ، درشرایط فعلی خواندن مردم به خیابان و برای تظاهرات مسالمت آمیز ، دعوت آنان به رفتن به قتلگاه است وحاصل مستقیم و تاثیر گذاری در سرنگونی رژیم ندارد ، هر چند که حرکاتی از این دست ، به مشروعیت سیاسی و حقوقی داخلی و بین المللی ” ج.ا.” ضربات محکمی وارد می کند ، اما با توجه به کشته شدن حداقل 500 نفر ، دستگیری 4000 نفر و زخمی شدن چند صد نفر ، ارزش این دستاورد را نداشت و باید به فکر دامن زدن به اعتصابات سراسری بود و تا آنزمان از کشاندن مردم به کف خیابان خود داری کرد .

Tagged as: , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: