سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

اشتباهات “آمریکا” و “اسرائیل”دربرخورد با” ج.ا.”   که موجب تقویت و دوام بقای “نظام “شده اند .

oppo

آیا معنای مستتر در این تیتر ما را به نتیجه مجاز دانستن دخالت کشورهای خارجی در امور داخلی کشورمان ومبارزات مردم ایران بر علیه حکومت اسلامی و نظام ولایی ، می رساند ؟ ، نه قطعا این نیست ، آما آنچه که این نوشته در پی تبیین و توضیح و البته نه توجیه دخالت کشورهای خارجی  در مسائل داخلی کشورمان است ، اینستکه فارغ از خواست و اراده ما این دخالت وجود دارد و بر سرنوشت ” ج.ا.” و مبارزات مردم ایران با ” نظام ولایی ” تاثیر گذار است . این نوشته از منظری ” واقعگرایانه ” نوشته شده و بر آنست که یک تحلیلگر ، نباید و نمی تواند با مسائلی که در عرصه سیاست ، جاری و عینی است از منظر ” تئوریک محض ” و با دید ارزش داوری نگاه کند که این کار جامعه شناسان و فیلسوفان و اساتید دانشگاهها است ، آنچه که به ما در این نوشته مربوط است ، تحلیل و بررسی امر موجود دخالت دو کشور تاثیر گذار منطقه ای و جهانی یعنی ” آمریکا ” و ” اسرائیل ” در امور داخلی ” ایران است .

طبیعی است که از نظر تئوریک ، کشورها نباید در امور داخلی یکدیگر دخالت کنند ، اما در جهان امروز کشورهای مطرح در جهان و در هر منطقه در امور یکدیگر و بطورآشکا رونهان دخالت می کنند  ، آیا ” جمهوری اسلامی ” خود در امور کشورهای مختلف از عراق و سوریه و لبنان و افغانستان گرفته تا ونزوئلا و آمریکا و کشورهای آفریقایی دخالت نمی کند ؟ می دانیم که دخالت می کند و طبیعی است که دیگر کشورها نیز در امور یک کشور مداخله گر ستیزه جو نیز دخالت کنند .

” ج.ا.” از فردای بقدرت رسیدن هدف خود را تحت شعار ” جنگ تا رفع فتنه در جهان ” اعلام کرد این شعار ستیزه آمیز نه فقط در حوزه نظر و اندیشه و کتاب و بحث و حدیث یا مدارس دینی که منجر به تحرکاتی هر چند کودکانه در عربستان سعودی برای ارسال مواد منفجره به مکه ،تلاش برای به چالش کشاندن یکی از قویترین کشورهای منطقه– اسرائیل – از طریق تقویت شیعیان لبنان و حماس ، تلاش برای شوراندن شیعیان در عربستان سعودی و بحرین و یمن و یا حرکات متوهمانه برای تسخیر ” بصره ” بعنوان یک منطقه  شیعه نشین در عراق شد .

شکی نیست که آمریکا در منطقه منافعی دارد ونظم معینی برای دهه ها وبعد از جنگ جهانی دوم در منطقه  بخصوص بعد از فروپاشی ” اتحاد شوروی ” شکل گرفته است و این نظم مورد حمایت اکثریت دولتهای منطقه است . در این  نظم منطقه ای ” آمریکا ”  مدافع کشورهای حاشیه خلیج فارس ، امینت اسرائیل و در سالهای اخیر ” قلمرو خود مختار کرد نشین ” در شمال عراق است و ” ج.ا.” هماطور که علنا ابراز می کند خواهان بر هم زدن نظم موجود است .  غرض از ذکر این مقدمه بیان  زمینه های عینی درگیری و انگیزه های ” آمریکا ” و اسرائیل ” برای دخالت فعال نه تنها درمبارزه با ” ج.ا.” که تاثیر گذاری بر مبارزات مردم و تحرکات گروههای مخالف ، اصلاح طلب و برانداز اپوزیسیونی است .

تلاش گروههای مخالف ج.ا. در مبارزه با این نظام واز دیگر سو  اقدامات ” آمریکا و اسرائیل در تضعیف نظام سیاسی حاکم بر ایران بخودی خود، خواسته یا ناخواسته  موجب اشتراک مواضع میان این دو قطب می شود و نکته قابل توجه اینستکه دو کشور مذکور بشدت به سیاستهایی متمایل هستند که در نتیجه آن ، بتوانند مبارزات مردم ایران و اپوزیسیون ج.ا. را بعنوان عوامل سیاستهای خود در مبارزه با ج.ا. مورد استفاده قرار دهند و طرفه آنکه بخشهایی از اپوزیسیون نیز با توجه به امکانات تبلیغی و میدانی و مالی آمریکا به این خواسته تسلیم شده ودر عمل به مجری سیاست های وزارت امور خارجه این دو کشور تبدیل شده اند ، اگر زمانی سیاست آمریکا به حمله نظامی به ایران میل داشت ، همین بخش از اپوزیسیون مدافع حمله نظامی به ایران شد ، اگر زمانی ” وزیر دادگستری کشور اسرا ئیل مدافع و مروج ” خود مختاری کردستان عراق ” بود تلویزیونهای ” لس آنجلسی ” از این ایده دفاع کردند ، همین بخش از اپوزیسیون زمانی از ایده کشاندن جنگ به داخل مرزهای ایران که از سوی ” عربستان سعودی ” مطرح شد دفاع کردند و زمانی بر آمد ” داعش ” را بفال نیک گرفته و آنانرا ” عشایر قهرمان” نام نهادند  واکنون که سیاست رئیس جمهور آمریکا بر ” تحریم حداکثری ” ج.ا.” قرار گرفته از تحریمها دفاع می کنند .

نداشتن استقلال عمل و اندیشه ، این بخش از اپوزیسیون را به دنبالچه آمریکا و اسرائیل تبدیل کرده واین واقعیت  تبدیل به ابزار قوی تبلیغاتی ” ج.ا.” برعلیه مخالفان نظام و وابسته شمردن همه آنان به قدرتهای خارجی شده و یکی از عوامل  بوجود نیامدن ارتباط قوی میان مبارزان داخل کشور و نیروهای مخا لف نظام در کلیت خود شده است  . آن بخش از اپوزیسیون که رهبری آمریکا و اسرائیل و عربستان سعودی را بر فعالیتهای مبارزاتی خود پذیرفته اند دارای قوی ترین امکانات تبلیغاتی ، رسانه ای و حتی دیپلماتیک هستند که اگر یک دهم این امکانات را ” اپوزیسیون مستقل و ملی ” می داشت تا کنون توانسته بود پایان کار حکومت اسلامی و رهبر متوهم آن ” علی خامنه ای ” را رقم بزند !نکته قابل توجه دیگراینکه همین بخش از اپوزیسیون ، توسط پروژه ” ایران دیس اینفو ” که از سوی ” آمریکا ” راه اندازی و حمایت مالی شد ،به محدود کردن نظرات غیرخودی در رسانه ها  و فضای مجازی و حذف آنان پرداختند و نظرات مستقل و ملی را که باسرکوب از سوی ” ج.ا.” روبرو هستند ، دچار سرکوب و سانسورمضاعف از سوی ” اپوزیسیون ” هم نمودند .

” آمریکا ” و ” اسرائیل ” و تا حدودی هم ” عربستان سعودی ” از اینکه توانسته اند بخش هایی از اپوزیسیون و فعالان سیاسی ایرانی را به مجری سیاستهای خود تبدیل کنند ، بسیار راضی هستند ، مجریان ایرانی نیز راضی هستند بودجه ای میگیرند و امورات می گذرانند اما دریغ از بدست آمدن موفقیت در رسیدن به هدف ” براندازی نظام اهریمنی ” حاکم بر کشور .  آیا می توان حرکاتی مانند ” چهار شنب های سفید ” و یا حتی تظاهرات سرکوب شده سال 1396 و یا آبان 1398 را پیروزی هایی برای اپوزیسیون دانست ، با توجه به هزینه ای که زنان و سایر اقشار مبارز برای این تحرکات دادند این حرکات نه  پیرو زمندانه که اساسا حرکاتی شورشگرانه ، خود بخودی و نهایتا به پیروزی مقطعی حکومت انجامید .

در اینجا این بحث مطرح می شود که اگر هدف ،  بازی های تبلیغاتی و داشتن برگ برنده در دست آمریکا و اسرائیل در بازی های دیپلماتیک بر علیه ” ج.ا.” است که این دو کشور موفق بوده اند ، اما اگر هدف تلاش برای پیروزی مردم ایران در مبارزاتشان بر علیه “ج.ا.” است ، فعالیتهای آمریکا و اسرائیل و متحدان ایرانی آنها بیشتر به بازیهای کودکانه اما با نتیجه سهمگین تقویت نظام حاکم بر کشورمنجرشده است !

بخشی از اشتباهات سیاستهای آمریکا و اسرائیل در برخورد با ” ج.ا.” نتیجه مستقیم مشورتهای اشتباهی است که دولتمردان این دو کشور، از متحدان ایرانی خود می گیرند و موضوع مهم اینستکه خاستگاه اجتماعی این بخش از ایرانیان از میان اقشار مرفه و متوسط و گاها دولتمردان نظام سیاسی سابق و ساواک است که در میان اقشاری که برای تغییر نظام ، حاضر به مبارزات فدا کارانه  وبراندازانه هستند هیچ پایگاهی ندارند . برای سازمان دادن مبارزه  ، حتی برای دستیابی به اهداف لیبرالی در ” ج.ا.” باید انقلابی بود و برای براندازی این نظام باید ” مسیح باز مصلوب ” شد و خود قضاوت کنید که حامیان نظام سابق که به محض گرفتن بودجه ای از کشورهای خارجی بخش اعظم آنرا صرف خرید ملک و آپارتمان و.. در آمریکا می کنند ، مرد چنین مبارزه ای هستند ؟ بنظر میرسد که ” اسرائیل ” و آمریکا ” و عربستان ” اگر بودجه ای در اختیار این دسته از ایرانی ها می گذارند ، پول و سرمایه مردم خود را  به باد فنا داده و از این دست مبارزان ، آبی برای هیچ هدفی گرم نمی شود . آمریکا و اسرائیل با حمایت از ایندسته از مبارزان دن کیشوتی  ممکنست توانسته باشند دست آموزانی گوش بفرمان تربیت کنند ، اما در مبارزه سازمان یافته و کمک به سازماندهی مخالفان حرفه ای بر علیه ” ملایان ”  موفقیتی نداشته اند .

تئوری های مطرح شده از سوی ایرانیان متحد آمریکا و اسرائیل ، با توجه به وابستگی های اجتماعی آنان به اقشار متوسط و مرفه  بر اساس مبارزات بدون خشونت و انقلابهای مخملی در کشورهای بر جای مانده از اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته و بخودی خود روشن است که شرایط آن کشور ها هیچ شباهتی به کشور ما ندارد و از جمله مهمترین این عدم تشابه وجود اقشار سنتی در حوزه تولید و توزیع با نقش غالب در اقتصاد ایران است که در هیج یک از کشورهایی که در آنها مبارزات بدون خشونت و انقلاب مخملی به پیروزی رسیده ، وجود نداشته است . اقشار سنتی و بازار و روحانیت که در پی انقلاب اسلامی ، به موقعیتهای مسلط و مهمی در اقتصاد ایران دست یافته اند  بخصوص از هر گونه مبارزه وابسته به خارجی ها بیزار بوده وبا مشاهده تحرکات سیاسی اپوزیسیون هر روز بیشتر از بیش به دامان حکومت پناه می برند . تحریمهای فلج کننده ممکنست برای ” آمریکا ” امکاناتی در جهت گوش بفرمان کردن ” ج.ا.” فراهم آورد ، اما موجب سوء ظن اقشار سنتی و کارگران  به ” آمریکا ” شده و هر نیرویی که از جانب این اقشار وابسته به آمریکا تلقی شود ، ضد ملی و در مقابل منافع ملت تلقی می شود ، از خاطر نبریم که تحریمهای فلج کننده حتی دولت ضعیف و پوشالی ” حماس ” را نیز نتوانسته از پای در آورد ، بیش از نیم قرن تحریم کوبا و کره شمالی کدام دستاورد رابرای مردم آن کشورها در مبارزه با رژیم حاکم  داشته است که مدافعان تحریم ، اکنون به تحریمها دل بسته اند ؟

با وجود واقعیتهایی از این دست و ضعف نزدیک به شکست تاکتیکهای بکار گرفته شده از سوی دو قطب قدرتمند جهانی و منطقه ای بر علیه ” ج.ا.” این سئوال منطقی مطرح می شود که آیا آمریکا و اسرائیل اساسا بدنبال سرنگونی ” ج.آ” هستند ؟ و یا در راستای حفظ نظام فقط بدنبال تحت فشار قرار دادن ملاهای حاکم بر ایران وگرفتن امتیاز از این رژیم هستند و متحدان ایرانی  اینان نیز به مجری این سیاستها تبدیل شده اند ؟

با این مقدمات اکنون می توان اشتباهات سیاستهای آمریکا و اسرائیل در برخورد با ” ج.ا.” را طرح کرد :

  • آمریکا و اسرائیل هیچگاه وقوع ” انقلاب ” در ایران را نپذیرفتند و علت آنهم اینکه مشاوران اصلی اینان باز ماندگان نظام سابق ، اعضای ساواک و روشنفکرانی هستند که اساسا بدنبال گرفتن بودجه ، تحصیل در دانشگاهها ی آمریکا و گذران زندگی مرفه در آن کشورها و با استفاده از رانتهای دولتی بوده و حاکمیت یا عدم حاکمیت نظام ” ج.ا.” بر ” ایران ” برای اینان از درجه اول اهمیت بر خوردار نیست ، اینان نه سیاسی که ارتزاق کنند گان از سیاست هستند .
  • تجربه شکست خورده آمریکا در برخورد با کشورهایی مانند کوبا ، کره شمالی در عدم پذیرش ” انقلاب ” در آن کشورها نشان داده است که هر نیروی خارجی  که بخواهد نظامهایی از این دست را به چالش بکشد  اتفاقا و برعکس باید با نیروهایی از درون ” انقلابی ” ها وملی گراها و نه اصلاح طلبان و یا ضد انقلابی ها متحد شده و امر سرنگونی را نه خود رهبری و هدایت  ، که بدست آنان بسپارد .
  • آمریکا و اسرائیل به اشکال رسمی و غیر رسمی ” نظام سابق ” را مورد تایید قرار می دهند و این اشتباه بزرگی است . هر نیرویی که بخواهد در مبارزه بر علیه ” ج.ا.” موفق باشد باید امر وقوع انقلاب در ایران را در سال 1357 پذیرفته  ،به نظر مردم ایران در انتخاب خود احترام بگذارد و نوستالژی بارگشت نظام سابق و بازگشت بازماند گان آنرا به تاریخ بسپارد و تنها ” اسلامی ” بودن انقلاب را به چالش بکشد ، نمی توان به مردم یک کشور گفت که شما در سال 1357، خطا کردید ، بیجا کردید و نادان بودید که انقلاب کردید و اکنون نجات خود را به دست ما بسپارید ! علیرغم هیاهوی بسیار طرفداران نظام سابق  در ایران و خارج ، اینان مرد میدان یک مبارزه سترگ و حرفه ای  با ” ج.ا.” نبوده و منتظر کمک از خارج برای سرنگونی ” ج.ا.” هستند وهمین موضوع واقعی وابسته بودن ” اپوزیسیون ” به کشورهای خارجی ” سبب تبلیغات پر سر و صدای “رژیم ” در این مورد که برای بسیاری از مردم ایران از اهمیت اساسی برخوردار است  ، شده و  به تضعیف هرگونه مبارزه بر علیه نظام حاکم انجامیده است . بنظر میرسد که دستگاههای امنیتی رژیم ، خود گاها به بزرگنمایی نقش شخصیت های اپوزیسیونی که آنان خود نیز وابستگی به سیاستهای آمریکا و اسرا ئیل را پنهان نمی کنند ،پرداخته و این موضوع خود، به پرا کندگی بازهم بیشتر نیروهای مبارز داخل و خارج کشور منجر می شود ، از یاد نبریم که مردم منطقه اکنون نمونه ” عراق ” و” لیبی ” و ” افغانستان ” را در ذهن دارند که ” آمریکا ” با مشورت مشاورین خود از قبیل ” احمد چلبی ” به  این کشورحمله و ” عراق  تا کنون اسیر باندهای قدرت طلب شیعه و آوردگاه جنگ نیابتی میان قدرتهای منطقه ای شده است . شما خود قضاوت کنید مردم ایران چرا باید در چنین شرایطی دل به مبارزه براندازانه ای بدهند که رهبران و فعالان آن کسانی هستند که افتخار آنان ملاقات و نشست و برخاست با سیاستمداران خارجی است !
  • حمله آمریکا به ” عراق ” و سرنگون کردن ” صدام حسین ” ، زمینه قدرتگیری شیعیان در این کشور را فراهم و این حمله به ” ج.ا.” امکان صدور انقلاب اسلامی به عراق را فراهم آورد ، طنز تاریخ اینکه انقلاب اسلامی فقط به یک کشور در جهان صادر شده و آن کشوری است که ” آمریکا ” با حمله به آن ،  خود زمینه و امکان صدور انقلاب اسلامی  را به آن کشور فراهم کرده است . فساد گسترده دولتی ، گروههای شبه نظامی حاکم بر دولت و مجلس و رهبری مشتی ملا بر سرنوشت عراق از جمله نتایج صدور انقلاب اسلامی به عراق بوده و ما ایرانیان و مردم عراق  این وضعیت دهشتناک را از حمله ” آمریکا ” به عراق و همکاری ” آمریکا ” با فرمانده کشته شده ” سپاه قدس ” – قاسم سلیمانی – در آن کشور داریم و واقعیت دهشتناک دیگر اینکه ” آمریکا در سالهای 2016-2005 از حضور “ج.ا.” و قدرتگیری “شیعیان ” ( نوری المالکی ) در آن کشور حمایت کرده وبه قدرتگیری نظام اهریمنی اسلامی کمک کرده است و موجب مشکلات عظیم برای مردم ایران و عراق شده است  و جالب است که همان بخش بله قربان گوی ایرانی – آمریکایی به دفاع از این حمله پرداخته و بی مسئولیتی خود را در مقابل منافع مردم ایران و عراق نشان داده اند . این واقعیت در عین حال اثبات کننده موضوع مهم دیگری است وآن اینکه ” آمریکا و اسرائیل ” در مبارزه جویی و یا تعامل احتمالی با ” ج.ا.” طبیعتا بدنبال منافع خود هستند و منافع ملت ایران  در این میان برای آنان محلی از اعراب ندارد ، ما ایرانیان مبارز وسرنگونی طلب  در مباره با ” ج.ا.” و در مواجهه با کشورهایی که مخالف “ج.ا.” هستند باید بر سیاست و تاکتیکهایی که تضمین کننده  منافع تاریخی کشورمان است تاکید کرده وتبدیل شدن به بوق تبلیغاتی وزارت امور خارجه آن کشورها را بعنوان یک ضد ارزش تبلیغ و معرفی کنیم .

Tagged as: , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

1 Response »

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: