سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

بحران “اکراین” قسمت پنجم : سیاست خارجی اپوزیسیون

هیستری ضد روسی و ضد کمونیستی ممنوع .. ایران اکراین دوم نخواهد شد

یکی از نتایج فروپاشی شوروی ،  بوقوع پیوستن انقلاب  های مخملی در کشورهای اروپای شرقی و بقدرت رسیدن سیاستمدارانی بود که معمولا و اساسا هیچگونه تجربه کار سیاسی نداشتند و از سوی دیگر و با توجه به حاکمیت مطلقه حزب کمونیست شوروی بر امور سیاسی این کشورها درطول 70 سال  ، ویژگی دوم این سیاستمداران نفرت از شوروی ، روسها و کمونیستها  بود . اینکه در اتحاد شوروی چه گذشته است ، رابطه درونی کشورهای عضو اردوگاه سوسیالیستی با یکدیگر چه بوده ، بحث این مقاله نیست ، بحث ما از این همین بی تجربگی سیاسی فعالین سیاسی بقدرت رسیده در این کشورها و هیستری ضد روسی و ضد کمونیستی آنان شروع می شود که این رهبران سیاسی اجتماعی را به متحدان آمریکا در این منطقه و لاجرم به تایید کنند گان مطلق سیاستهای آمریکا و نتیجتا دشمن شماره یک روسها در منطقه تبدیل کرد .

بعد از پیشروی های روسیه در سوریه و گرجستان و چرخش کامل ج.ا.  بسوی کرملین و همچنین نزدیک شدن فدراسیون روسیه بسمت بدست آوردن پایگاه ابر قدرت انرژی و ابر قدرتی تسلیحاتی در جهان و در عین حال تکمیل خطوط انتقال گاز ” نورد استریم 2″ که بنزدیکی هر چه بیشتر روسیه به  آلمان و بتبع  به اتحادیه اروپا منجر میشد  آمریکا می بایست به شکلی از اشکال این رقیب رو به رشد را به چالش میکشید. امریکا قبل از آنهم امکان تقویت نیروهای تازه بقدرت رسیده در نتیجه انقلاب مخملی را که هم تجربه کار سیاسی ندارند ، هم ضد روس هستند و هم طبیعتا بسوی آمریکا گرایش دارند را با عنوان پیوستن بعضی از کشورها به ” ناتو” را در دستور کار قرار داده بود . اولین نمونه این سیاست در مورد ” گرجستان ” مجری شد که نتیجه آن جدا شدن ” اوستیای جنوبی ” و ” آبخاز ” از آن کشور بود 

.  درویدیوی ضمیمه می بینید که روسی زدایی ، تبلیغ و قهرمان سازی از نیروهایی که در جنگ دوم جهانی بطور مستقیم با هیتلر همکار ی میکردند در کتابهای درسی اوکراین حتی در ” دونباس ” ایالتی که اکثریت جمعیت آن روس تبار هستند در دستور کار رهبران ” اکراین ” که دقیقا تحت مشورت نیروهای کانادایی و آمریکایی بودند قرار میگیرد . از یاد نبریم که بخشی از مهاجران اکرایینی به کانادا بعد از جنگ دوم جهانی که بجرم همکاری با نازی ها تحت تعقیب بودند اکنون در تعیین سیاستهای دولت کانادا دارای پست های کلیدی بوده و علیرغم بی آبرویی جهانی نازیسم ، این نیروها اما تا کنون خصومت خود را با روس ها بعنوان نمایندگان اتحاد شوروی سابق حفظ کرده و در مداخله در امور اکراین بسیار فعال هستند . با این نگرش  می توان بجرات گفت که آمریکا همانطور که در مورد عراق و افغانستان به مردم آن کشورها  خیانت کرد ، در مورد ” اکراین ” نیر با بی مسئولیتی تمام ، مسئولان کشور ” اکراین ” را بسوی تیزاندن تضادهای تاریخی و قومی و فرقه ای با روسیه تشویق و تحریض کرده و زمینه درگیری خونین میان دو کشور را فراهم کرده که این سیاستها منجر به حمله همه جانبه روسیه به اکراین شده است و تا کنون هزاران نفر از دو طرف کشته ، کشور اکراین به ویرانه ای تبدیل و بنظر میرسد که نهایتا کریمه و دنباس را ازدست بدهد ، آمریکا در این نبرد بدون هیچ هزینه ای ، میلیونها دلار سلاح به اکراین و کشورهای منطقه فروخت ، از یاد نبریم که هرمحموله سلاح تحویلی به اکراین و منطقه بوسیله سفارش های دولت آمریکا به کارخانه ها و مجتمع های نظامی – تسلیحاتی تامین ، هزینه آن از سوی دولت آمریکا پر داخت می شود و بسیاری از مسئولین در جه اول دولت آمریکا سهامداران بزرگ و کوچک همین مجتمع های تسلیحاتی هستند . چه کسی میگوید این جنگ برنده ندارد ؟ برنده اصلی این جنگ در واحد زمان و اکنون آمریکاست .دستاوردهای آمریکا از این جنگ 1- تضعیف روسیه از نظر سیاسی ، اقتصادی و نظامی 2- دور کردن اتحادیه اروپا از روسیه و3- نهایتا  ایجاد دشمنی میان دو ملت روسیه و اکراین است که می تواند به ایجاد یک دولت دست نشانده آمریکا در منطقه استراتژیک درست در مرز روسیه منجر شود . بازنده اصلی این جنگ ” اکراین ” است که به آمریکا اعتماد مطلق کرده است و بجای یافتن زبان مشترک با همسایه خود ” روسیه ” دل به تبلیغات ضد روسی و ضد کمونیستی کانادا و آمریکا داده است و هزاران نفر از مردم خود را به کشتن داده است .

ما بعنوان ایرانی نمی توانیم در این جنگ طرفدار هیچ یک از طرفین جنگ باشیم ، طبیعتا ما باید از دریچه منافع کشور خودمان به این بحران نگاه کنیم و در این ارتباط موضوعی بنام ” سیاست خارجی اپوزیسیون مطرح می شود .

 تاملاتی در باره سیاست خارجی ” اپوزیسیون “

اینکه بگوییم ما اپوزیسیون نداریم ، از آن حرفهای آنارشیستی است که هیچ مشکلی را حل نمی کند . فعلا تا زمانیکه یک دولت و ساختار سیاسی مدرن در ایران  سر کار نیامده باشد که اجازه فعالیت سیاسی در آن آزاد باشد و هر گونه فعالیت سیاسی با دستگیری و شکنجه و زندان و حتی اعدام روبرو نشود ، طبیعتا هر کس که بهر عنوان  و در هر سطحی با سیاستهای حکومت مخالف باشد ،عملا خواهان  سرنگونی ویا تغییرات اساسی  است که تنها با انقلاب و یا نوعی  نوعی انقلاب مسالمت آمیز بدست خواهد آمد و این خود همان اپوزیسیون است . با این نگرش  اپوزیسیون ج.ا. شامل طیفی است که از اصلاح طلبان شروع شده و به فعالان سیاسی  آمریکا نشین ختم می شود دراین میانه فقط شاید طرفداران ” احمدی نژاد ” و یا افرادی مثل ” مهدی خزعلی ” را بتوان اپوزیسیون بحساب نیاورد . حتی فردی مثل ” محمد خاتمی ” هم اگر زورش برسد خواهان خلع و محاکمه ” علی خامنه ای ” است و چنین تضادی را میان این دوگرایش در روحانیت بعد از انقلاب مشروطه شاهد بودیم که   به صدور حکم اعدام برای مجسمه ارتجاع و عقب ماندگی یعنی شیخ فضل الله نوری  از سوی آخوندهای مشروطه خواه منجر شد .

بحران اکراین ، خطری اساسی که کشور ما را نیز دقیقا و از همین ناحیه تهیدی می کند آشکار کرد . بخشهای مهمی از  اپوزیسیون ایرانی ، دقیقا همان ویژگی نیروهای ضد روس و ضد کمونیست حاکم بر اکراین را دارند ، روسیه نیز از بروی کار آمدن یک دولت غربگرا در ایران هراسان است و درست به مانند اکراین نفوذ بسیاری در ایران دارد  اصلاح طلبان ، طرفداران نظام سابق و سازمان مجاهدین خلق ، گرایشات افراطی ضد کمونیستی و ضد روسی از خود نشان میدهند و از یاد نبریم که سه گرایش سیاسی فوق بیشترین توجه و ارادت را به سیاستهای آمریکا در منطقه نشان میدهند . سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان دارای بیشترین ارتباطات با دولت آمریکا و اصلاح طلبان نیز گردانند گان رسانه بسیار قوی
 ایران اینترنشنال هستند که در این رسانه عناصر اصلا ح طلب و سلطنت طلب با یکدیگر به همکاری علنی می پردازند. این گرایشهای سیاسی مستقیما از بر روی کار آمدن یک دولت غربگرا در ایران حمایت می کنند . از یاد نبریم که با توجه به بافت خرده بورژوایی جامعه ،اصلاح طلبان دارای بیشترین هوادار در میان مردم ، با توجه به محافظه کاری سیاسی ایرانیان سلطنت طلبان مورد توجه بخشهایی از مردم  و مجاهدین نیز  دارای امکاناتی در میان گریشات مذهبی سرنگونی طلب هستند ، از سوی دیگر حاکمیت نیز گرایش سیاستهایی  ملی گرایانه را دنبال نمی کند و با توجه به تضاد های میان روسیه و چین با آمریکا ، طبیعتا بسوی این دو قطب نظامی و اقتصادی متمایل شده است .

در این میان روسیه از هرگونه قدرتگیری اصلاح طلبان ، سلطنت طلبان وسازمان مجاهدین  خلق احساس نگرانی شدید و در حالت احتمالی تضعیف قدرت مرکزی و تقویت گرایشهای آمریکا محور،  آماده تبدیل کردن ایران به ” اکراین ” دوم خواهد بود . نمی توان خیال خود را با جملاتی که گویا هیچ کس توان حمله به ایران را ندارد و اینکه قدرتگیری مجاهد و سلطنت طلب و … بعید و درو از ذهن است راحت کرد ! چه کسی فکر میکرد که یک دلقک در اکراین بقدرت برسد ؟ آیا کسی باور میکرد که روزی آمریکا ا ز افغانستان فرار کند ؟ بحث بر سر تعادل نیروهاست  و اینکه در دنیای سیاست  قدرت گیری هیچ نیرو و یا بکار گیری وحشتناکترین سلاح ها را از سوی نیروهای طرف در گیری غیر ممکن نمی کند.

بنظر میرسد اپوزیسیون نظام  نسبت به موضعگیری بر علیه و له سه کشور باید بسیار محتاطانه عمل کند ، و این سه کشور روسیه ، آمریکا و اسراییل هستند ، آمریکا نباید احساس کند که ما ایرانیان قصد تبدیل کردن ایران بعنوان یکی از کشورهای  اقماری روسیه را داریم که در آنصورت با تمام قوا بخصوص تبلیغاتی ،  اپوزیسیون را زمینگیر خواهد کرد ، این موضوع درمورد روسیه به این شکل عمل می کند که روسیه اگر احساس کند اپوزیسیون قصد بر پایی یک نظام غربگرا و ضد روس در ایران را دارد ، با انگیزه شخصی و نه فقط در دفاع از ج.ا در کنار نظام به سرکوب اپوزیسیون و تقویت نظام حتی بقیمت تجزیه ایران اقدام خواهد کرد .تجربه های دردناک اکراین و سوریه اثبات کننده این ادعا هستند .   سیاستها و شعارهای ضد اسراییلی نیز ما را در دفاع از فلسطینیها با نظام همراه خواهد کرد و اسراییل از هم اکنون بسوی مقابله با اپوزیسیون ملی و مترقی خواهد برخاست که این موضوع اساسا برای اپوزیسیون موضوعی مهم و قابل تامل است . سیاست خارجی اپوزیسیون بخصوص در مورد سه کشور فوق  باید یک سیاست منفعتگرایانه و محافظه کارانه باشد .

چه سیاستهایی به ” اکرایینی ” کردن ایران کمک می کند ؟

1-اعتماد مطلق به آمریکا : این سیاست باعث میشود که آمریکا مطمئن باشد که دارای نیروهای گوش بفرمان و مطیع در میان اپوزیسیون ایرانی است و بر این مبنا برنامه ریزی و سیاست ورزی کند

2- ضدیت با روسیه و کمونیستها : این سیاست باعث میشود که روسیه با این پیش فرض که پیروزی اپوزیسیون و شکست ج.ا. به معنی تبدیل شدن کشور ما به منطقه ای برای تجمع نیروهای ضد روس با محوریت آمریکا  خواهد بود ، از هم اکنون عزم خود را برای در هم کوبیدن نیروهای اپوزیسیونی . دفاع تا آخرین فشنگ از ج. ا. جزم کند . از سوی دیگر هیستری ضد کمونیستی تحت عنوان مبارزه با حزب توده ، فقط بقیمت تلاش برای به انزوا کشاندن بخشی از اپوزیسیون خواهد بود که از قضا بیشترین کشته و خسارت را در مبارزه با استبداد وارتجاع داده است . کسانیکه بر خائن بودن حزب توده تاکید دارند ار پاسخ دادن به این سئوال ناتوانند که چگونه است که این حزب بزعم  آنان خائن بیشترین تعداد اعدامی ها از میان رهبری خود را در مبارزه با ج.ا. داده است ؟ اینکه حزب توده در سال 1332 از سپردن نفت شمال به شوروی دفاع کرده است ، طرف مقابل وی یعنی سلطنت طلبها که خواهان تقدیم تمام نفت ایران به آمریکا بوده اند ! فقط یک گرایش و آنهم زعیم بزرگ ملت ایران دکتر مصدق راه ملی گرایی و بیطرفی مطلق میان دو ابر قدرت را در پیش گرفت ، ممکنست یک ملی گرا بتواند حزب توده را نقد کند ا ما طرفداران نظام سابق و مجاهدین با نزدیکی عاشقانه خود به آمریکا در جایگاهی نیستند که حزب توده را خائن بنامند . اصلاح طلبان نیز که از یکسو و به هرحال از شیخ ابوالقاسم کاشانی دفاع می کنند  خواهان نزدیکی بی قید وشرط به آمریکا هستند منطقا نمی توانند کمونیستها و حزب توده را تحت عنوان نزدیکی به شوروی   محکوم کنند . از یاد نبریم که نزدیکی  حزب توده به شوروی نیز در دورانی بوده است که اساسا هر نیروی سیاسی بطور طبیعی وابسته به یک کشور خارجی بوده است .  محکوم کنند گان حزب توده  خود در آن شرایط چه می کرده اند ؟ یا طرفدار کودتا بوده اند و به آمریکا نامه می نوشته اند که از پیروزی دکتر مصدق در مجامع بین المللی جلوگیری کند .  در آنزمان نطفه های گرایش ملی گرا مانند جبهه ملی در ایران تنها در حال نضج و رشد بوده است . شکی نیست که کمونیستها و حزب توده نیز دارای اشتباهات بزرگ و کوچک بوده اند ؛ اما مگر دیگر گرایشات سیاسی اشتباهات وحشتناک نکرده اند ؟ البته که  که حمایت حزب توده از تشکیل دولت تحت حاکمیت فرقه دموکرات در آذربایجان  اشتباه بوده است ، البته که عدم خروج نیروهای شوروی از آذربایجان و اصرار بر ماندن در ایران  اشتباه بوده است اما برخوردی که نیروهای ضد کمونیست ایرانی با این اشتباهات می کنند ، اساسا با هدف تقویت مواضع نیرو های سرسپرده آمریکا در ایران است و این همان راهی است که اپوزیسیون سوریه و زلنسکی و ساکاشویلی و امثالهم کردند و وضعیت این نیروها و کشورشان را ببینید ! یکبار برای همیشه باید بیاموزیم که ما اپوزیسیون ج.ا. در شرایطی نیستیم که روسیه را به امید  واهی  همراهی آمریکا به چالش بکشیم . آمریکا نیز در شرایطی نیست که بتواند از متحدان خود دفاع نظامی بکند ، در حالتیکه در مور د سوریه و اکراین شاهد مداخله نظامی روسیه  در دفاع از منافع خود در این دو کشور بودیم .

 هدف تبلیغات ضد روسی و ضد کمونیستی نه نقد که نفرت پراکنی ضد کمونیستی  منجر به ضدیت با روسیه است که  با هدف اعلام سرسپردگی به آمریکا صورت می گیرد و این گرایشات را تبدیل به لقمه چرب و نرمی می کند که آمریکا برای حل تضادهای خود با روسیه ، ایران را به میدان جنگ های نیابتی خود با فدراسیون روسیه تبدیل کرده  و روسیه همانطور که در مورد سوریه و اکراین شاهد بودیم  در صورت احساس خطر با بی رحمی تمام در کنار نظام حاکم به قلع و قمع اپوزیسیون خواهدپرداخت که وضعیتی چنان ،  قطعا به جنگ داخلی و تجزیه ایران  خواهد انجامید .

Tagged as: , , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: