سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

مواجه انقلابی 1357 با انقلابی 1401 :   

ما عرضه داشتیم تخت را واژگون کردیم ، اگرعرضه دارید شما هم منبر را .

 جوان بود و پر شور درست به مانند 40 سال پیش ما 57 ی ها .

در سالگرد 22 بهمن 1357 ، فرصتی دست داد تا بعنوان یکی از کسانی که در بر پایی انقلاب 1357 که منجر به سقوط سلطنت و البته بر سر کار آمدن خمینی شد ، با یکی از جوانان عاصی از حکومت اسلامی و فعال در حرکات اعتراضی ماههای اخیر بنشینیم و فارغ از جنجال و تهمت و اعتراضهای خشن صحبت کنیم :  اول اینکه از این واقعیت گریزی نیست   که در سالهای منجر به انقلاب 57 ، فقر و فساد وفحشا و بخصوص فساد سیاسی  ( استبداد ) و فساد اقتصادی ( ارتشاء ، حق العمل گیری مقامات برای دادن قرار دادها به خارجی ها و سرمایه داران داخلی و دخالت خانواده شاه و مقامات دربار در تقسیم مناصب و امکانات ) دقیقا با همین کیفیت امروز ولی با مقیاسی کوچکتر،  مردم ایران را بجان آورده بود . برخلاف تبلیغات سلطنت طلبها  ، مردم ایران و مشخصا اقشار متوسط و شهرنشین از شاه و در بار پیشرفته تر بوده و خواهان باز شدن فضای باز سیاسی و امکان بر پایی تشکل ،  احزاب  ، اتحادیه های صنفی و مطبوعات آزاد بودند و شاه بعنوان مظهر عقب ماندگی سیاسی در مقابل این خواستهای مترقی ایستادگی میکرد . نگاهی به حجم عظیم  اسناد و منابع منتشر شده ، اثبات کننده این  ادعاهاست ، حتی در خاطرات بسیاری از سران رژیم پهلوی براحتی می توان اشارات مشخص به  این فساد و اختلاس و فقر و فاقه را دید .

جوان انقلابی1401 و فعال در زن ، زندگی ، آزادی  به من می گوید:  همینکه فقر و فساد و فحشا و سرکوب سیاسی و اجتماعی با همان کیفیت ادامه دارد  پس ،  انقلاب شما موفق نبوده و فقر و فساد و فحشا و بخصوص ممانعت رهبری سیاسی از آزادی های سیاسی – اجتماعی درست بمانند آن دوران ادامه دارد ،پس اینهمه کشته و جنگ و انقلاب برای چه .

ادامه این گفتگو را همانطور که بوده برای شما بازگو میکنم . از جوان انقلابی 1401 با عنوان صخره نوک تیز و از1357تی با عنوان ماسه نرم کف رودخانه یاد خواهد شد .

ما پیران جهاندیده بمانند ماسه نرم کف اقیانوس که پاهها خورده ایم ، سرکوبها شده ایم بسان صخره های نوک تیز  و بران  دیروز اکنون به ماسه های نرم تبدیل شده اما بستر ساز حرکت آینده جامعه هستیم  و جوانان با آن تیزی و تندی انقلابی اشان در مواجه با امواج سهمگین و طوفانهای مهیب به ماننده صخرهای نوک تیر کناره ساحل بیشترین ضربات و سرکوبها را متحمل می شوند و این دو باید نهایتا توازنی یافته و ایران فردا را بسازند وزمینه  تنظیم حرکت جامعه در برون رفت از بحرانها را بوجود بیاورند .

 صخره نوک تیز : این واقعیت را می پذیریم که نابسمانی های اجتماعی درست با همین کیفیت اما در مقیاسهایی محدودتر ، ایران سال 57 را به انقلاب واداشت ، اما چرا بدون داشتن طرحی مشخص برای فردای بعد از شاه انقلاب کردید ؟ چرا بدام خمینی افتادید ؟ چرا فریب وی را خوردید؟

 ماسه نرم کف اقیانوس : اولا اکنون که شما می خواهید از فساد و استبداد و فقر و فحشای جاری در ایران 1401 خلاص شوید و بخیابان می آیید ، گاها آتش میزنید و بسویی گام برمی دارید  که هر لحظه مکنست به بر افروخته شدن آتش انقلابی دیگر منجر شود ، چقدر به موفقیت حرکت خود برای بر سر کار آمدن نظامی بهتر مطمئن هستید ؟ در عین اینکه اکنون سخنگوی اپوزیسیون یا ایران اینترنشنال است که سخنگوی میز ایران  در وزرات امور خارجه عربستان سعودی است و یا صدای آمریکا که سخنگوی میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا است و یا آمریکایی های ایرانی تبار که در وابستگی اشان بقدرتهای خارجی شکی نیست . ما در 57 به ملی بودن خمینی مطمئن  بودیم و شما امروز به وابسته بودن رهبران خارجی  این جنبش مطمئن هستید !    اما  همه اینها موجب عقب نشینی شما جوانان از انقلابتان نمی شود و به حرکت خود آدامه میدهید . دقیقا به همان دلیل که شما با این همه ریسک اکنون خواهان انقلاب هستید ما پیران امروز و جوانان آنروز نیز خواهان انقلاب بودیم .

وقوع انقلاب امری ارادی و دستوری نیست ، جامعه  پر از تضاد را بعنوان محیطی آکنده از گازهای آتشزا در نظر بگیرید که شاه در آنروز و خامنه ای امروز ؛ بیشترین سهم را تولید گازهای آتشزا دارند وناگاه حادثه ای به مانند جرقه این گازها را مشتعل می کند و این اشتعال می تواند یا به انقلاب ، جنگ داخلی و دخالت خارجی  یا حکومتی موقت اصلاحاتی منجر شود . در میان عوامل اصلی در افکندن جامعه به انقلاب ، جنگ داخلی و یا اصلاحات  ، سهم اساسی را حکومتها بازی می کنند و مردم معارض و تحول طلب بخاطر پراکنده بودنشان نقش فرعی را داشته دارند و خواهند داشت .

صخره : اما چرا در اتحاد با خمینی و روحانیت قرار گرفتید ؟ شما فریب در باغ سبز خمینی را خوردید که گفت در ج.ا. همه آزادند !

ماسه : هم اکنون که شما در جنبش زن، زندگی ، آزادی فعال هستید ، رهبری این حرکات در دست رسانه های خارجی ، ایرانیان علنا وابسته و حقوق بگیر خارجی و حتی فلان هنرپیشه  فیلمهای مستهحن یا یک زن زیبایی فروش است که تن و بدن خود را نشان میدهد تا فلان کالا را تبلیغ کند که  از نظر فرهنگ غالب ایرانیان که می خواهید با آنان انقلاب کیند  رهبران این حرکت فاصله ای با  فردخود فروش ندارند و در عین حال امید دارید و به خیابان می آیید ، با اینهمه ضعف می خواهید انقلاب کنید و به ما خرده میگیرید که چرا به روحانیتی که سابقه 2500 ساله در فرهنگ سیاسی و اجتماعی کشور دارد دست اتحاد دادیم ، از سوی دیگر مردم آخوند و خامنه ای را از زمان شعرهای حضرت حافظ  تا کنون می شناسند و آنانرا فریبکار و متقلب و وتقریبا بی همه چیز می دانند ، ما و مردم از خمینی فریب نخوردیم ! ما و مردم روحانیت  را می شناختیم

صخره : پس اگر ماهیت پلید آخوند را می دانستید  چرا به وی دست وحدت دادید؟ یا دچار این خیال خام شده بودید که بعدا می توانید حکومت را بسرعت از چنگ آنها خارج کنید ؟ شماها و مردم ایران بسیار ساده بودید !

ماسه :  نه ، فریب نخوردیم و می دانستیم که سهمی از قدرت نخواهیم داشت و بهترین دلیل این عدم اعتماد همین که اسلحه هایی را که از پادگانها بر می داشتیم تحویل نداده و برای نبرد بعدی که میدانستیم بسیار نزدیک است مخفی میکردیم .

صخره : عجایب آدمی بودید می گویید ماهیت آخوند برای شما روشن بود و  شما 57ی ها ، خودتان را بادست خودتان بزیر تیغ آخوند دادید ؟ عقل داشتید ؟ تکلیف مردمی که باید تحت حکومت اسلامی خمینی زندگی زندگی کنند در طرحهای شما چه میشد ؟

ماسه : در سال 57 حذف سلطنت فقط بوسیله آخوند میسر بود و این هدفی بود که پدران ما از مشروطیت بدینسو بدنبال آن بودند و ما می دانستیم آخوند تا شاه دارد صخره ای محکم در ممانعت از پیشرفت و ترقی و سعادت  ملت ایران است ، بازنده اصلی در 57 شاه و سلطنت و در مرحله بعدی روحانیتی بود که متحد اصلی خود را بدست خود و با خدعه روشنفکران و مردم ایران نابود کرد و به مسیر نابودی غیر قابل بازگشت افتاده و می بینید که امروز نوک اصلی حمله مردم نیز روحانیت و حوزه های جهلیه و دین دکانداران باصطلاح روحانی است . ما برای حذف شاه با قاجاریه متحد نشدیم با روحانیتی متحد شدیم که در آنزمان عملا دشمن شاه بود و این هدف اصلی جنبش روشنفکری و بخش اعظم مردم ایران بود  اما جنبش زن ، زندگی ، آزادی ، امروز با مدافعین رژیم سابق  و ساواکی و هنرپیشه های لختی و متحد میشود !

از سوی دیگر در نتیجه همین انقلاب بگذار اسلامی ، بخش وسیعی از روستاییان و حاشیه نشین ها و فعالان اقتصاد سنتی بوسله ج.ا. فربه شدند ، بسیاری از همین اقشار شهر نشین شده و بسوی سکولار کردن فضای سیاسی – اجتماعی گام برمیدارند  ، دانشگاههای بسیاری بوجود آمده اند ، بنظر میرسد این مردم بودند که آخوند را فریب دادند و آنان را به چاه نابودی سلطنت  درانداختند و نه آنطور که سطحی نگرها می گویند گویا آخوند مردم را فریب داد . و این اقشار بوقت خود براحتی در مقابل آخوند خواهند ایستاد و خلاصه ریش اینان و حتی بخشهای زیادی از سپاهی ها ، بی ریشه است . نهایت اینکه انقلاب 57 را بمثابه انقلابی  که بصورت ممتد از 1265  یعنی شروع جنبش مشروطه تا به امروز شروع شده و ادامه دارد در نظر بگیرید  که اکنون هم در جوش و خروش است و ادامه دارد تا بتوانید آنرا درک کنید . ایران سال 1300 را با ایران 1401 مقابسه کنید تا متوجه پیشرفت بشوید

صخره :  اول که در فعالان زن زندگی ازادی  ، در داخل کشور با فراخوان رهبران خود خوانده سلطنت و رهبران آمریکا محور به خیابان نیامده اند و راه خود در پیش دارند و دوم اینکه همه کشورها طی این صد سال تغییر کرده اند و پیشرفت داشته اند ، شاید اگر انقلاب نشده بود ایران بیشتر از این پیشرفت کرده بود !

ماسه : هر کشوری تاریخ خود و سرشت خود را دارد ، در  سال 1300 ما کشوری در حال اضمحلال  بودیم که قرار بود میان بریتانیا و روسیه تقسیم شود ، امروز در کجا هستیم ؟ آیا بعنوان یک ملت و کشور در شرایط بهتری نیستیم ؟ آیا جنبش مشروطه متاثر از جنبش نوزایی و روشنگری  ، فقاهت و سلطنت را روز تا روز به عقب نشینی وادار نکرد ه است ؟ آیا امروز هر کشوری که بخواهد می تواند به ایران حمله نظامی کند ؟ ایران حتی در زمان محمد رضا شاه هم پیشرفت کرده است ، پیشرفت تاریخی حرکتی دیالکتیکی است که چه بخواهیم ویا نخواهیم هر دوره آن بر وقوع دوره های پیشین استوار است . مگر اینکه بگویید ایران اساسا پیشرفت نکرده است که قطعا هیچ عقل سلیمی چنین ادعایی نمی کند .

از سوی دیگر در سال 1357 هم در جنبشی که در جریان بود ما مخالفان خمینی هم شعار ها و ادعاهای خود را داشتیم ، اما جریان خمینی آنقدر قوی بود که به مانند سیلاب، ما جریانهای مستقل را با خود برد ، اکنون هم رهبری و حرکات غالب جنبش زن ، زندگی ، آزادی در دست عناصر وابسته است و مجال نفس کشیدن به جریانهای فکری مستقل نداده و جنبش را بسوی فرمانبری از کشورهای خارجی فعال در امور ایران خواهد برد

صخره : اما شما با روحانیت مرتجع که  می خواست و می خواهد ایران را بدوران عهد شتر چرانی برگرداند متحد شدید .

ماسه : مثال ما انقلابیون 57 و مردم ایران که به خمینی رای دادند مثال کسی است که با یک آخوند در سلول زندانی مخوف ، هم سلول است ، وی می تواند با عمامه آخوند یک کار بکند ، یا با همان عمامه آخوند را خفه کند و در زندان شاه بماند و یا  همراه با آخوند از عمامه وی طنابی ساخته و از زندان شاه فرار کنند . با این امید که فردای آزادی تکلیف آخوند را هم یکسره کند . یعنی عمامه متعفن آخوند که بتواند تو را از زندان شاه فرار دهد ، در آن شرایط قابل تحمل میشود و درست به این خاطر که در آینده  شرایط را برای حذف آخوند فراهم می آورد .  زنده یاد بختیار می خواست شاه را حذف و آخوند را به قم بفرستد و شکست خورد ، اما  شخصیتهایی مانند زنده یادان داریوش فروهر و دکتر سنجابی و حتی حزب توده و  نهضت آزادی ، در هراس از همدستی دوباره آخوند و سلطنت بمانند 28  مرداد 1332 و یا غائله جمهوری خواهی رضا شاه ونمونه هایی از این دست بر روی هدف فریفتن خمینی به دوره ای  کوتاه از حکومتداری ( در مقابل 2500 سال حضور روحانیت در کنار سلطنت ، 40 سال حکومت دوره ای زود گذر است ) وی را به بسوی دشمنی ابدی با سلطنت هل دادند و این خمینی بود که فریب خورد و ضرر کرد و نه مردم ایران و یا جنبش چپ و مترقی و ملی گرا ! آخوند مرتجع در سال 57 ، بخاطر کمک به حذف سلطنت ، کشاندن بخش وسیعی از مردم به معرکه سیاست ، نقش مترقی بازی کرد هرچند که این خود موقعیتی متناقض بود  . روحانیت مانند دارویی سمی بود که بیمار باید مصرف میکرد تا از سرطانی مهلک رهایی یابد . سمیت روحانیت بخاطر رهایی از سرطان سلطنت قابل تحمل بود وما 57ی ها در کنار ملت ایران به این انتخاب رای دادیم .

یعنی سال 57 ما آخوند را بدون اینکه به سلطنت قاجاریه برگردیم ، محوکرده و به یکی از اهداف سترگ جنبش مشروطه جامه عمل پوشیدیم ، شما نیز عرضه داشته باشید ، فقاهت را بدون اینکه به سلطنت  رضا پهلوی بازگردید حذف کنید ، بدون اینکه بازهم ایران را به آمریکا و اروپا وابسته کنید از وابستگی به روسیه و چین برهانید ، ما کار خود کردیم و اکنون نوبت شماست ، این گوی و این  میدان .

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: