سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

ج.ا. ، سلطنت طلبها و اپوزیسیون آمریکایی ، با سرنوشت ایران و ایرانی بازی می کنند

بخش یک :حزب الله و سلطنت طلب در خیانت بمنافع ملی دو روی یک سکه هستند

کشور ما ایران علیرغم حرکت پر از افت و خیز  خود بسوی پیشرفت و ترقی در صد سال اخیر ، اما اکنون در شرایطی قراردارد که می توان آنرا یک بن بست تاریخی نامید . شرایطی که گاها در تاریخ دیگر کشورها نیز بوده است و مثلا در فرانسه بعد از انقلاب کبیر از آن به مثابه نبرد میان سرخ و سیاه ( سرخ انقلابی و سیاه متشکل از نیروهای سلطنت و کلیسا ) ، دوران معروف به  سیادت بی سر و پاها بر کشور، جنگ داخلی و هجوم پروس تا قلب فرانسه و حتی تا پاریس  یاد می کنند . انقلاب ملت ایران که عمری بیشتر از یک قرن دارد اکنون در نبرد با  نیروهای سیاه متشکل ازولایت و بازمانده سلطنت و حامیان خارجی آنها بخصوص آمریکا ، روسیه و چین در خطر نابودی قرار دارد . انقلاب اگر در این مرحله به نابودی برسد ؛ مانند بدنیا آمدن جنین مرده ؛ خود و زائو همراه با هم خواهند مرد این سخن بدانمعنی است ایران فقط با ادامه انقلاب و سرکوب ضد انقلاب فقاهتی و بازمانده سلطنت  زنده خواهد ماند  .

ایران را نه بازمانده سلطنت ، نه فقیه نادان نه اپوزیسیون حقوق بگیر خارجی که فقط انقلاب نجات خواهد داد . ذکر نکات فوق به این خاطر بود که تحلیلی از وضعیت موجود داشته باشیم و بدانیم هایهوی فقیه و رضا پهلوی بیانگر اینکه اینان اکثریت جمعیت ایران را را با خود دارند نیست ،  بلکه خامنه ای با توجه به امکانات حکومتی توانسته اقلیت هواداران خود را بخوبی متشکل ، مسلح و سازمان دهد و پهلوی نیز با کمک آمریکا و مشخصا سیا و موساد توانسته برای خود در شبکه های اجتماعی و رسانه های وابسته به دول خارجی اعتبار مجازی بخرد تا بتوانند وی را به شخص برجسته اپوزیسیون تبدیل کنند. آنچه که  از تحرکات سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور در ماه های اخیر آموختیم اینکه هر فعالیت سیاسی به هر شکل تحت حمایت آمریکا و اسراییل و اروپا برهبری بلا منازع رضا پهلوی بر آن حرکت منجر خواهد شد . تجربه شورای همبستگی اثبات کرد که رضا پهلوی و هوادران ایرانی و خارجی اش به هیچ نوع وحدتی جز برهبری بلامنازع پهلوی تن نخواهند داد و حتی در جه وابستگی و خود فروختگی عناصر شرکت کننده در شورا نیز نتوانست ذره ای تردید در این روش بوجود آورد . تو گویی که حامیان خارجی گروههای اپوزیسیونی نیز همه با هم هماهنگ کرده اند که هیچ وحدتی در حمایت از مزدوران خود نداشته باشند که در صورت حضور این گروهها در کشور و در شرایط خلاء قدرت مرکزی ، جنگ همه بر علیه همه ایران را بنابودی قطعی بکشاند .

 مقصر شرایط فعلی کیست :

اگر آمریکا رضا پهلوی را باد می کند و اگر روسیه خامنه ای را به این دلیل است که آنها به گرایش غالب در میان اکثریتی از فعالترین و نه البته آگاهترین اقشار سیاسی ایران یعنی سنتی ها که به دو بخش سلطنت طلب و ولایی تقسیم میشوند پی برده اند . گرایش غالب سیاسی در میان جمعیت یک کشور را نه آگاهترین بخش جمعیت یک کشور که فعالترین اقشار جمعیت یک کشور در حوزه سیاست رقم میزنند و این اقشار می توانند با فعالیت و حتی از جان گذشتگی خود و گاها با اعمال تروریستی ، اکثریت خاموش و خاکستری میانی را به اطاعت از خود  وادارند . و در این فعالترین اقشار سیاسی سنتگرایان هستند که به دوبخش سلطنتی و ولایی تقسیم می شوند . سنتگرایی سیاسی چنان در میان مردم ایران ریشه عمیق تاریخی دارد که حتی در فعالیت جوانان بظاهر مدرن جنبش زند- زندگی – آزادی و رهبران ولنگار آنان مصی و نازی و گلشیفته نوعی گرایش نسبت به بازمانده سلطنت وجود دارد. اما اینکه چرا چه فعالترین اقشار سیاسی در جامعه ما سنتی ترین اقشار هستند به این خاطر است که سنتگرایان چه سلطنت طلبها و چه حزب اللهی ها همراه با رهبران خود یعنی خامنه ای و پهلوی درمقابل حرکت مردم ایران بسوی جمهوریت ، لیبرالیزم و دمکراسی خود را د رحال نابودی می بینند و مانند حرکات پر تشنج یک موجود قبل از مرگ ، فعالانه دست و پا میزنند ، اما این دست و پا زدنهای سلطنت و فقاهت نشان از تشنج قبل از مرگ دارد و بیانگر زندگی نیست . این جملات شاید تنها نکته امید بخش این نوشته باشد .

 “بهراد توکلی ” از فعالان سلطنت طلب که بدروغ نام جمهوری خواه بر خود نهاده در نشست 7 تن هواداران رضا پهلوی در دانشگاه جرج میسون می گوید : “گروهی برای رهبری انقلاب نیاز هست که الزاما نباید متشکل از همه سلائق و گرایشهای سیاسی باشد ، بلکه باید ازاین گروه بر آمده از صندوق رای از  منافع همه سلائق سیاسی ، دفاع کند”  وی سپس در اعتراض به کسانیکه معتقدند گروه رهبر ی  انقلاب باید متشکل از همه گروهها و سلائق باشد تاخته و می گوید : ” مگر کشتی نوح است؟ ” . ناگفته پیدا است که وی خود و گروه رهبری کننده سلطنت طلب را در جایگاه نوح نبی وسایر دسته و سلیقه و گرایشات سیاسی را حد حیوانات و بهائمی که مثلا نوح نبی در کشتی نجات خود و یا همان اتوبوس مجانی خود جمع کرده است تحقیر می کند  و جمله بر آمده از صندوق رای هم برای بستن دهن معترضین احتمالی است .

 براستی که سلطنت طلب و حزب اللهی اگر دهها سال هم درمهد دمکراسی زندگی کنند بازهم همان چماقداری  که بودند هستند و فهم شعورشان از یک جامعه دمکراتیک که بر اساس دیدن  و تحمل دیگری از سوی هر “رایش سیاسی در حد همان شعبان بی مخ وساواک و امثالهم است .  

دقیقه 7.47 سخنرانی بهراد توکلی  در نشست جرج میسون

 زمینه های عینی بوجود آورنده این شرایط چیست ؟

بخش وسیعی از نیروهای تولید کننده ثروت حدود 38% از 25 میلیون  در ایران بشدت  تحت تاثیر فرهنگی  اقلیتی سنتی اما پر قدرت  هستند  و تفکرات سیاسی آنان هنوز در محدوده  انتخاب میان سلطنت و یا  فقاهت است و این در حالیستکه تخت و منبر ، بازمانده سلطنت و یا  فقیه حاکم هیچکدام هیچ صداقتی نسبت به پاسداری از منافع کشور بعنوان یک کل اجتماعی  ندارند . بازمانده سلطنت و هواداران بشدت عقب مانده و سنتی آن که بهترین آنان مانند امیر طاهری آرزوی چکمه لیسی شاهان را دارد ، آماده اند که با هر نیرویی و به هر شکلی و به هر قیمتی  برای بازگشت بقدرت متحد شوند ، از یاد نبریم که بازمانده سلطنت زمانی دست بند سبز بست ، زمانی بدیدار شلدون ادلسون رفت که مستقیما آرزو میکرد یک بمب اتم بر سر ایران  منفجر و کار را تمام کند ، همین بازمانده سلطنت و هوادارانش زمانیکه دیدند اراده اسراییل و آمریکا بر ساختن کشوری مستقل از قلمرو کردستان در شمال عراق است که این اقدام می توانست بر رشد گرایشات جدایی طلبانه در میان سازمانهای سیاسی کردستان در ایران تاثیر بگذارد از برگزاری رفراندم در آنجا حمایت کردند ، درزمانی که دونالد ترامپ بقدرت رسید و با داشتن این دید و نگاه کودکانه که گویا اگر وی در آمریکا بقدرت برسد در چشم بهم زدنی ج.ا. را سرنگون وآنانرا برای رسیدن بقدرت کمک خواهد کرد چنان از ترامپ حمایت می کردند که گویا وی پدر  آنان است و اتفاقا علیرغم اینکه دیدند که حتی ترامپ از آنان سوء استفاده و در همه حال در  تلاش برای مذاکره با ج.ا. بوده است باز به همان روال در آرزوی یافتن سرنگون کننده خارجی تلاش می کنند . اکنون هم که پهلوی به اسراییل مسافرت کرد ، 32 تن از نمایندگان کنست با بین ارزوی خود برای تشکیل آدربایجان جنوبی نشان دادند که وی برای اسراییل ارزش یک کارت بازی هم ندارد .

 درست در مقابل این دسته نادان از ایرانیان ، فقاهت و هواداران جنایتکارش یعنی علی خامنه ای وحزب اللهی  ها را داریم . این فرقه جنایتکار که برای حفظ قدرت به هر سلاحی دست می یازند ، اکنون بیشترین سهم را در شرایط دهشتناک حاضر دارند . دسته سلطنت طلب هر چند که به اندازه همین حزب اللهی ها جنایتکار هستند اما فعلا ابزار جنایت در دست نداشته و نهایتا با کمک گرفتن از سیا و اسراییل و مثلا با امکاناتی که از این سازمانها میگیرند سعی در ایجاد سایت و سازمان و ( مثلا ایران دیس اینفو ، سایت ایران وایر ، توانا و رادیو زمانه  ….) میزنند و گرایشهای غیر پهلویچی را در فضا های مجازی و رسانه ها بلوک و یا از دید مخاطبین خارج می کنند  .

جنایتها ی حزب اللهی ها علاوه بر قلع و قمع در حوزه فرهنگی ، کشت و کشتار و حذف فیزیکی نیز هست ، همه ما کشتن و کارد آجین کردن کارون حاجی زاده فرزند خرد سال  حمید حاجی زاده در جریان قتل های زنجیره ای را بخاطر داریم ، قتل چند هزار زندانی در سال 1367 با بهانه حمله سازمان مجاهدین به کشور ( در  صورتیکه این قتلها از چندین سال پیش سازمان داده شده بود ) ، اعدام نوجوانان 15-14 ساله در سالهای اولیه انقلاب ، اعدام بدون محاکمه عادلانه سران رژیم سابق را بخاطر داریم . جنایتهایی که حزب اللهی را بر علیه ایرانیان مرتکب شده اند روی جنگجویان تیمور و مغول را سفید کرد ، هیچ کجا در تاریخ نشانی از کارد آجین کردن یک کودک توسط مغول و سایر وحشیان مهاجم به ایران نشنیده ایم . هیچ کجای تاریخ شکنجه یک انسان دیگر بعنوان وظیفه ای مقدس مطرح نشده است و در عمر ننگین ج.ا. این جنایتها را دیده ایم و مهم اینکه این اعمال توسط بخشهایی از همین مردم ما ،آری ما ایرانیان انجام شده است و می خواهم با اطمینان بگویم که اگر سلطنت طلبها هم قدرت را در دست بگیرند ، کمتر از حزب اللهی ها جانی نیستند ، مگر همین سلطنت طلبها در وحدت با آخوند آلوده ،  کاشانی  تن تبدار دکتر فاطمی را به جوخه اعدام نسپردند ؟ مگر تن شکنجه شده اسیر دربند کریمپور شیرازی را به آتش نکشیدند؟

 آندسته از معترضین به ج.ا. که اکنون بزیر پرچم سلطنت طلبان رفته اند فراموش کرده اند که بسیاری از جنایتهای ج.ا. درست و طابق النعل بنعل ادامه خیانتها و جنایتهای پهلوی است ؟  حکم قطعی اینستکه فقاهت و سلطنت بعنوان اشکال ماقبل مدرن، عقب مانده و ارتجاعی هردو اثبات کرده اند که حاضر هستند منافع ملی ، کشور ، آب و خاک ایران برای حفظ حکومت مادام العمر خود بر باد بدهند .مگر رضا شاه بشرط بر گزیده شدن پسرش محمد رضا شاه ، حاضر به کناره گیری از سلطنت و خروج خفت بار از کشور نشد و کشور را در شرایطی حساس به اجنبی نسپرد ؟ مگر خامنه ای برای بدست آوردن جای پا در لبنان با بهانه حفظ عمق استراتژیک و در حقیقت برای گسترش نفوذ شیعه ولایی ، حاضر به هزینه کردن میلیاردها دلار در عراق و سوریه و لبنان نشد ؟فقط یک نظام سیاسی بر آمده از انتخاب  جمهورمردم که هیچ نشانی از فرد و مقام ومادام العمر در آن نباشد ، حفط خود را بر منافع مملکت ترجیح نخواهد داد .

بخش دوم را در اینجا بخوانید

Tagged as: , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Start here

%d bloggers like this: